حكيم ابوالقاسم فردوسى
94
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
تشنهء خون بودند ، ديد ، نيرو گرفت و برآشفت و ديگر هنرها را از دل بشست و آهو « 1 » گرفت . دل نيكخويش ناراستكار گشت و برخروشيد و آرزوى رزم بكرد . پس به گيو گفت : برخيز و به سوى پهلوان سپاهت بازگرد و او را بگوى كه : آن چيزى را كه فرزانگان ، نيك نبينند از من مخواه يكى آن كه خواسته بودى تا آن نامداران و پهلوانان را به دست تو بسپارم . كجا اين كار ، شدنى است ؟ ديگر اين كه مىگويى جنگ افزار و سپاه و اسپان گرانمايه و تخت و كلاه و برادرم را كه روشنى روان من و پسر برگزيدهام را كه پهلوان من است ، از خويشتن دور ساز همانا كه اين سخنى خام باشد كه خسرو بگفته است . بدان كه براى من مرگ بهتر از آن زندگانى است كه سالار باشم ، ليك بندگى كنم . يكى داستان زد برين بر پلنگ * چو با شير زورآورش خاست جنگ كه در جنگ ريزد مرا گفت خون * به از زندگانى به ننگ اندرون و ديگر اين كه بدان از سوى افراسياب شاه پيامى برسيده و سپاه را به جنگ ، فرمان داده است . گيو كه چنين پاسخى از پيران بيافت ، با آن سپاهيان و نامداران دلاور بازگشت . پيران سپهدار نيز چون بديد كه گيو بازگشت ، خروشان ، رو به سوى جنگ نهاد و روان شد ، چون به كنابد « 2 » رسيد ، سپاهيان را در دامنهء آن كوه فرود آورد .
--> ( 1 ) - آهو به پارسى به معناى عيب است . ( 2 ) - تعيين مكان راستين كنابد هم بسيار دشوار است . بسيارى كنابد را همان گناباد امروزين ( گنابذ ، جنابذ ، جناود ، ينابذ ) دانستهاند . لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 384 استخرى ، مسالك و ممالك ، ص 216 خسروى ، جغرافياى تاريخى ولايت زاوه ، ص 352 . اما شهيدى مازندرانى معتقد است كه كنابد را نبايد با گناباد يكى دانست و كنابد يكى از بلوكهاى توس و نيشابور است . راهنماى نقشهء جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده كنابد . پيش از اين ديده شد كه دستهء اول معتقدند كه ناحيه ريبد در نزديكى گناباد بوده است . ليكن شهيدى مازندرانى بر آن است كه آن در حدود نيشابور بوده است .